fremdgehen

Aussprache: /ˈfrɛmtˌɡeːən/
Wortzerlegung: fremd·ge·hen
فعل

خیانت کردن (عاطفی/جنسی)

Bedeutungen

1 Dativ / (بدون مفعول)

برقراری ارتباط پنهانی با فردی دیگر خارج از چارچوب تعهد زناشویی یا رابطه عاطفی

  • Er ist seiner Frau nach zehn Jahren Ehe fremdgegangen.او پس از ده سال ازدواج به همسرش خیانت کرد.
  • Ich könnte niemals fremdgehen.من هرگز نمی‌توانم خیانت کنم.