fremdgehen
خیانت کردن (عاطفی/جنسی)
Bedeutungen
1
Dativ / (بدون مفعول)
برقراری ارتباط پنهانی با فردی دیگر خارج از چارچوب تعهد زناشویی یا رابطه عاطفی
- Er ist seiner Frau nach zehn Jahren Ehe fremdgegangen.او پس از ده سال ازدواج به همسرش خیانت کرد.
- Ich könnte niemals fremdgehen.من هرگز نمیتوانم خیانت کنم.