freskengeschmückt

Aussprache: /fʁɛskn̩ɡəˈʃmʏkt/
Worttrennung: fres·ken·ge·schmückt
صفت

مزین به نقاشی دیواری، تزئین شده با فرسک

Bedeutungen

1

تزئین شده یا پوشیده شده با نقاشی‌های دیواری (فرسک).

  • Die alte Kirche war innen reich mit freskengeschmückten Wänden.کلیسای قدیمی از داخل با دیوارهای پر از نقاشی دیواری تزئین شده بود.
  • Der freskengeschmückte Saal diente einst als Festsaal.سالن مزین به نقاشی دیواری، زمانی به عنوان سالن جشن استفاده می‌شد.
  • Die Decke des freskengeschmückten Raumes zeigte biblische Szenen.سقف اتاق مزین به نقاشی دیواری، صحنه‌هایی از کتاب مقدس را نشان می‌داد.