fresssüchtig

Aussprache: /ˈfrɛsˌzʏçtɪç/
Worttrennung: fress·süch·tig
صفت

پرخور، شکم‌پرست (با بار منفی)

Bedeutungen

1

کسی که تمایل شدید و غیرقابل کنترلی به خوردن دارد، پرخور، شکم‌پرست.

  • Er ist fresssüchtig und isst oft mehr, als er braucht.او پرخور است و اغلب بیشتر از نیاز خود می‌خورد.
  • Die fresssüchtige Natur des Mannes machte ihm das Abnehmen schwer.طبیعت شکم‌پرست آن مرد، کاهش وزن را برای او دشوار می‌کرد.
  • Manche Leute sind fresssüchtig und können einfach nicht aufhören zu essen.برخی افراد پرخور هستند و به سادگی نمی‌توانند خوردن را متوقف کنند.