frettierten
خشمگین شدند، عصبانی شدند
Bedeutungen
1
Akkusativ (کسی که آزار داده میشود)
به معنای آزار دادن، اذیت کردن یا مزاحم شدن مداوم و آزاردهنده کسی، اغلب با پرسیدن سوالات زیاد، ایجاد سر و صدا، یا دخالت در کار دیگران؛ این فعل کمتر رایج است و بیشتر در زبان محاورهای یا قدیمیتر یافت میشود.
- Die Kinder frettierten ihren Vater mit ständigen Fragen, bis er genervt aufgab.بچهها پدرشان را با سوالات مداوم آزار دادند تا اینکه او با عصبانیت تسلیم شد.
- Er fühlte sich von den Paparazzi den ganzen Tag über frettiert und konnte keine Ruhe finden.او تمام روز احساس میکرد توسط عکاسان خبری آزار داده میشود و نمیتوانست آرامش پیدا کند.