freuen

Aussprache: /ˈfʁɔɪ̯ən/
Wortzerlegung: freu·en
فعل

خوشحال کردن، خوشحال شدن

Beispiele

  • Peter ''freut sich'' über sein gutes Schulzeugnis. Herbert aber ''freute sich'' dessen nicht.پیتر از کارنامه خوب مدرسه اش خوشحال است. اما هربرت از آن خوشحال نشد.
  • Maria ''freut sich'', Peter endlich wiederzusehen.ماریا از اینکه بالاخره پیتر را دوباره می‌بیند، خوشحال است.
  • Ich ''freue mich'' schon ''auf'' unser nächstes Treffen.من از حالا برای ملاقات بعدی‌مان خوشحالم.
  • Es ''freut'' mich außerordentlich, dass Sie heute erscheinen konnten.باعث خوشحالی فراوان من است که امروز توانستید تشریف بیاورید.

Bedeutungen

1 sich + über + Akkusativ

از چیزی خوشحال بودن/شدن (در مورد اتفاقی که افتاده یا در حال وقوع است).

  • Ich freue mich über dein Geschenk.من از هدیه‌ات خوشحالم.
  • Sie hat sich sehr über die Nachricht gefreut.او از این خبر بسیار خوشحال شد.
2 sich + auf + Akkusativ

مشتاقانه منتظر چیزی بودن، از پیش برای چیزی خوشحال بودن (در مورد اتفاقی که قرار است بیفتد).

  • Wir freuen uns auf den Urlaub.ما مشتاقانه منتظر تعطیلات هستیم.
  • Ich freue mich schon auf unser Treffen.من از همین حالا برای ملاقاتمان خوشحالم.
3 Akkusativ

کسی را خوشحال کردن.

  • Es freut mich, dich zu sehen.از دیدن تو خوشحالم (این مرا خوشحال می‌کند که تو را ببینم).
  • Deine Anwesenheit freut mich sehr.حضور تو مرا بسیار خوشحال می‌کند.