freveln

Aussprache: /ˈfreːvl̩n/
Wortzerlegung: fre·veln
فعل

گستاخی کردن، جسارت کردن، هتک حرمت کردن

Beispiele

  • Gleich zu Beginn ''frevelt'' er, indem er sich als Jesus am Kreuz stilisiert.درست در ابتدا، او با تصویر کشیدن خود به عنوان عیسی بر روی صلیب، گستاخی می‌کند.

Bedeutungen

1 an + Dativ / gegen + Akkusativ

به مقدسات، قوانین اخلاقی یا چیزهای محترم بی‌حرمتی کردن یا کفر ورزیدن

  • Er frevelte an den heiligen Stätten.او به اماکن مقدس بی‌حرمتی کرد.
  • Wer die Natur zerstört, frevelt an der Schöpfung.کسی که طبیعت را نابود می‌کند، به خلقت گناه می‌کند.
2 intransitiv

مرتکب عمل ناپسند یا گناه شدن (در معنای وسیع‌تر و کمتر رایج)

  • Man sollte nicht freveln und die Regeln missachten.نباید گناه کرد و قوانین را نادیده گرفت.
  • Die alten Geschichten erzählen von Königen, die frevelten und dafür bestraft wurden.داستان‌های قدیمی از پادشاهانی می‌گویند که گناه کردند و به خاطر آن مجازات شدند.