Deklinierte Form
گستاخی کردن، بیپروا بودن
معانی و تعاریف frevlen:
- کفر ورزیدن، گناه کردن، بیحرمتی کردن (به مقدسات، قوانین اخلاقی یا ارزشهای والا)
جملات نمونه برای frevlen:
Er frevelte an den heiligen Gesetzen der Natur.
او به قوانین مقدس طبیعت بیحرمتی کرد.
Es wäre ein Frevel, diese alte Tradition zu ignorieren.
نادیده گرفتن این سنت قدیمی، گناه (بیحرمتی) خواهد بود.