صفت
آرام / صلحجو / مسالمتآمیز
جملات نمونه برای friedsam:
„Sie war von jung auf schön gewesen und war es auch noch jetzt, von ziemlicher Größe, war gottesfürchtig, tugendsam, fröhlich und ''friedsam,'' was mich auch bewegte, dass ich sie zur Ehe nahm.“
«او از جوانی زیبا بود و هنوز هم بود، با قامتی قابل توجه، خداپرست، با فضیلت، شاد و آرام، که مرا نیز برانگیخت تا او را به همسری بگیرم.»