frisch von der Leber weg
رک و راست، بیپرده، بیملاحظه، بدون فکر قبلی
Bedeutungen
1
این اصطلاح به معنای گفتن یا انجام دادن چیزی به طور ناگهانی، بدون فکر کردن یا برنامهریزی قبلی، و با صراحت کامل است. اغلب به معنای بیان بیپرده و صادقانه احساسات یا نظرات است.
- Er ist so ehrlich, dass er seine Meinung immer frisch von der Leber weg sagt, auch wenn es unangenehm ist.او آنقدر صادق است که همیشه نظرش را رک و راست میگوید، حتی اگر ناخوشایند باشد.
- Ich habe ihr die Wahrheit frisch von der Leber weg erzählt, ohne lange zu überlegen.من حقیقت را بیپرده و بدون فکر زیاد به او گفتم.
- Sie fragte ihn direkt, was er von dem Vorschlag halte, ganz frisch von der Leber weg.او مستقیماً از او پرسید که نظرش در مورد پیشنهاد چیست، کاملاً بیملاحظه.