frisch von der Leber weg

Aussprache: /ˌfʁɪʃ fɔn deːɐ̯ ˈleːbɐ vɛk/
Worttrennung: frisch von ·der Le·ber ·weg
ضرب‌المثل

رک و راست، بی‌پرده، بی‌ملاحظه، بدون فکر قبلی

Bedeutungen

1

این اصطلاح به معنای گفتن یا انجام دادن چیزی به طور ناگهانی، بدون فکر کردن یا برنامه‌ریزی قبلی، و با صراحت کامل است. اغلب به معنای بیان بی‌پرده و صادقانه احساسات یا نظرات است.

  • Er ist so ehrlich, dass er seine Meinung immer frisch von der Leber weg sagt, auch wenn es unangenehm ist.او آنقدر صادق است که همیشه نظرش را رک و راست می‌گوید، حتی اگر ناخوشایند باشد.
  • Ich habe ihr die Wahrheit frisch von der Leber weg erzählt, ohne lange zu überlegen.من حقیقت را بی‌پرده و بدون فکر زیاد به او گفتم.
  • Sie fragte ihn direkt, was er von dem Vorschlag halte, ganz frisch von der Leber weg.او مستقیماً از او پرسید که نظرش در مورد پیشنهاد چیست، کاملاً بی‌ملاحظه.