frische Luft schnappen
هوای تازه تنفس کردن
Bedeutungen
1
بیرون رفتن برای تنفس هوای تازه، معمولاً برای رفع خستگی یا احساس بهتر شدن.
- Ich gehe kurz raus, um frische Luft zu schnappen.من برای تنفس هوای تازه، اندکی بیرون میروم.
- Nach stundenlangem Sitzen im Büro tat es gut, einmal tief frische Luft zu schnappen.پس از ساعتها نشستن در دفتر، یک بار نفس عمیق هوای تازه کشیدن، حال آدم را خوب میکرد.
- Komm, lass uns spazieren gehen und frische Luft schnappen!بیا برویم قدم بزنیم و هوای تازه تنفس کنیم!