auffrischen
تازه کردن، تجدید کردن، تقویت کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ + auffrischen
چیزی را دوباره تازه یا نو کردن، معمولاً برای بهبود ظاهر یا عملکرد آن.
- Wir müssen die Farben an der Wand auffrischen.ما باید رنگهای دیوار را تازه کنیم.
- Die Stadt hat viele alte Gebäude aufgefrischt.شهر بسیاری از ساختمانهای قدیمی را نوسازی کرده است.
2
Akkusativ + auffrischen
دانش یا مهارتهای فراموش شده را دوباره به یاد آوردن و تمرین کردن.
- Ich besuche einen Kurs, um meine Französischkenntnisse aufzufrischen.من در یک دوره شرکت میکنم تا دانش زبان فرانسهام را تقویت کنم.
- Er hat sein Wissen über die Geschichte aufgefrischt.او دانش خود را در مورد تاریخ دوباره تازه کرد.