auffrischen

Aussprache: /'aʊ̯ffrɪʃn̩/
Worttrennung: auf·fri·schen
فعل

تازه کردن، تجدید کردن، تقویت کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ + auffrischen

چیزی را دوباره تازه یا نو کردن، معمولاً برای بهبود ظاهر یا عملکرد آن.

  • Wir müssen die Farben an der Wand auffrischen.ما باید رنگ‌های دیوار را تازه کنیم.
  • Die Stadt hat viele alte Gebäude aufgefrischt.شهر بسیاری از ساختمان‌های قدیمی را نوسازی کرده است.
2 Akkusativ + auffrischen

دانش یا مهارت‌های فراموش شده را دوباره به یاد آوردن و تمرین کردن.

  • Ich besuche einen Kurs, um meine Französischkenntnisse aufzufrischen.من در یک دوره شرکت می‌کنم تا دانش زبان فرانسه‌ام را تقویت کنم.
  • Er hat sein Wissen über die Geschichte aufgefrischt.او دانش خود را در مورد تاریخ دوباره تازه کرد.