frischvermählt
تازه ازدواج کرده
Bedeutungen
1
به تازگی ازدواج کرده؛ زوجی که به تازگی مراسم ازدواج خود را برگزار کردهاند.
- Das frischvermählte Paar genoss seine Hochzeitsreise.زوج تازه ازدواج کرده از ماه عسل خود لذت بردند.
- Wir gratulierten den frischvermählten Freunden herzlich.ما به دوستان تازه ازدواج کردهمان صمیمانه تبریک گفتیم.
- Die frischvermählte Braut strahlte vor Glück.عروس تازه ازدواج کرده از خوشحالی میدرخشید.