frittieren
سرخ کردن (در روغن فراوان)
Beispiele
- Die Kartoffelchips werden ''frittiert.چیپسهای سیبزمینی «سرخ» میشوند.
- Bratkartoffeln werden gebraten und Pommes ''frittiert''.سیبزمینیهای برشته در تابه سرخ میشوند و سیبزمینی سرخکرده (فرنچ فرایز) «در روغن فراوان سرخ» میشوند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
مواد غذایی را در چربی یا روغن داغ پختن تا ترد شوند
- Wir wollen heute Pommes frittieren.ما امروز میخواهیم سیبزمینی سرخکرده درست کنیم.
- Man kann auch Gemüse frittieren, um es knusprig zu machen.میتوان سبزیجات را هم سرخ کرد تا ترد شوند.