froh Aussprache:/ˈfʁoː/Wortzerlegung:froh صفت خوشحال، شادمان معانی و تعاریف froh:خوشحال بودن در مورد چیزی (معمولا اتفاقی که افتاده)خوشحال بودن از انجام کاریخوشحال بودن با کسی یا چیزی جملات نمونه برای froh:''Frohe'' Gesichter machen zufrieden.چهرههای شاد انسان را خشنود میکنند.Ich bin froh über deine Hilfe.من از کمکت خوشحالم.Sie ist froh über das Geschenk.او از هدیه خوشحال است.