fron

Aussprache: /froːn/
Wortzerlegung: fron
Konjugierte Form

بیگاری

Bedeutungen

1 Akkusativ (مفعول مستقیم)

انجام دادن کاری طاقت‌فرسا و دشوار، اغلب در شرایط نامساعد یا بدون چشم‌انداز بهبود.

  • Die Bauern mussten unter widrigsten Bedingungen auf ihren kargen Feldern fron.کشاورزان مجبور بودند در شرایط بسیار نامساعد در مزارع کم‌بازده خود به سختی کار کنند.
  • Er fronet seit Jahren im Dienst, ohne jemals Anerkennung zu erfahren.او سال‌هاست که در خدمت (به سختی کار می‌کند) بدون اینکه هرگز مورد تقدیر قرار گیرد.
2 von + Dativ (از چیزی)

در معرض خطر یا شرایط نامطلوب بودن، رنج کشیدن از چیزی.

  • Die Bevölkerung fronet seit Generationen von der ständigen Bedrohung durch Naturkatastrophen.مردم نسل‌هاست که از تهدید دائمی بلایای طبیعی رنج می‌برند.
  • Er fronet von einer schweren Krankheit, die seine Lebensqualität stark beeinträchtigt.او از یک بیماری سخت رنج می‌برد که کیفیت زندگی او را به شدت تحت تأثیر قرار داده است.