صفت
قورباغهمانند، شبیه قورباغه
جملات نمونه برای froschartig:
„Das Tier sah mich mit trüben, blutunterlaufenen Augen an, die sich zu schließen schienen. Es bewegte kraftlos den Kopf und aus seinem dünnen Hals drang ein ''froschartiges'' Quaken.“
«حیوان با چشمانی کدر و خونآلود به من نگاه میکرد که به نظر میرسید در حال بسته شدن هستند. سرش را بیحال تکان داد و از گردن باریکش صدای قورباغهمانندی شنیده شد.»