frosten

Aussprache: /ˈfʁɔstn̩/
Wortzerlegung: fros·ten
فعل

یخ زدن، سرما زدن (هوا)، منجمد کردن (غذا)

Beispiele

  • Auch im April kann es nochmal ''frosten.حتی در آوریل هم ممکن است دوباره یخبندان شود.
  • Der Fisch wird noch an Bord ''gefrostet.ماهی هنوز در کشتی منجمد می‌شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

مواد غذایی را برای نگهداری طولانی‌مدت در دمای پایین منجمد کردن.

  • Wir müssen das Fleisch frosten, damit es länger haltbar ist.ما باید گوشت را منجمد کنیم تا ماندگاری بیشتری داشته باشد.
  • Kannst du die Beeren frosten?می‌توانی توت‌ها را فریز کنی؟