فعل
دست انداختن، سر به سر گذاشتن (به شوخی)
معانی و تعاریف frotzeln:
- دست انداختن، شوخی کردن، متلک گفتن (معمولاً به صورت دوستانه یا طعنهآمیز).
جملات نمونه برای frotzeln:
Mit seinen anzüglichen Bemerkungen ''frotzelt'' er alle.
او با تذکرات کنایهآمیزش همه را دست میاندازد.
Sie frotzelten ihn wegen seiner neuen Frisur.
آنها او را به خاطر مدل موی جدیدش دست انداختند.
Die Kollegen frotzelten miteinander über das Wochenende.
همکاران با هم درباره آخر هفته شوخی میکردند.