frusten

Aussprache: /ˈfʁʊstn̩/
Wortzerlegung: frus·ten
فعل

ناامید کردن، دلسرد کردن

Beispiele

  • Und es ''frustet'' natürlich, dass der gerade fast eingestellte Rückstand nun wieder wächst.و البته این ناامیدکننده است که اختلاف عقب‌افتاده‌ای که تقریباً جبران شده بود، دوباره در حال افزایش است.

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی را ناامید یا بی‌انگیزه کردن (عامیانه)

  • Diese ständigen Misserfolge frusten mich langsam.این شکست‌های مداوم کم‌کم مرا ناامید می‌کنند.
  • Lass dich nicht von kleinen Rückschlägen frusten!اجازه نده شکست‌های کوچک تو را ناامید کنند!
2 sich

ناامید یا بی‌انگیزه شدن (عامیانه)

  • Er frustet sich schnell, wenn etwas nicht sofort klappt.او وقتی چیزی فوراً درست نمی‌شود، سریع ناامید می‌شود.
  • Man sollte sich nicht so leicht frusten lassen.نباید به این راحتی ناامید شد.