fußballgroß

Aussprache: /ˈfyːsˌbaːlˌɡʁoːs/
Worttrennung: fuß·ball·groß
صفت

به اندازه توپ فوتبال، در ابعاد توپ فوتبال

Bedeutungen

1

دارای اندازه‌ای مشابه یا در حدود اندازه یک توپ فوتبال.

  • Der Meteorit war ungefähr fußballgroß.شهاب‌سنگ تقریباً به اندازه توپ فوتبال بود.
  • Sie fand einen fußballgroßen Stein am Strand.او سنگی به اندازه توپ فوتبال در ساحل پیدا کرد.
  • Die Melone war überraschend fußballgroß.هندوانه به طرز شگفت‌انگیزی به اندازه توپ فوتبال بود.