Konjugierte Form
جستجو کردیم/کردند، کنجکاوی کردیم/کردند
معانی و تعاریف fuchsten:
- به طور مداوم و موذیانه کسی را آزار دادن، کلافه کردن یا اذیت کردن، به طوری که فرد احساس ناراحتی و خشم کند؛ به ستوه آوردن.
- عمل کردن با زیرکی، حیلهگری و موذیانه، اغلب برای رسیدن به هدفی خاص یا فریب دادن دیگران؛ به طور پنهانی و باهوشانه عمل کردن.
جملات نمونه برای fuchsten:
Die ständigen Einmischungen seines Vorgesetzten fuchsten ihn sehr.
دخالتهای مداوم مافوقش او را به شدت آزار میداد.
Die Ungewissheit über seine Zukunft fuchste ihn Tag und Nacht.
عدم قطعیت در مورد آیندهاش او را شب و روز کلافه میکرد.
Er fuchste sich durch die komplizierten Regeln, um einen Vorteil zu erlangen.
او با زیرکی از میان قوانین پیچیده عبور کرد تا مزیتی کسب کند.