umherfuchteln
دست و پا زدن، با دست تکان دادن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با دست و پا به شدت اشاره کردن یا تکان دادن، معمولاً از روی هیجان، عصبانیت یا سردرگمی.
- Er fuchtelte wild mit den Armen umher, um auf sich aufmerksam zu machen.او با دستهایش به شدت تکان میداد تا توجه را به خود جلب کند.
- Vor Wut fuchtelte sie mit den Händen umher und schrie laut.او از عصبانیت با دستهایش تکان میداد و بلند فریاد میزد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
با دست و پا زدن در آب یا مایعات دیگر برای شنا کردن یا خود را نجات دادن.
- Das Kind fuchtelte im Wasser umher, weil es nicht schwimmen konnte.کودک در آب دست و پا میزد چون شنا بلد نبود.
- Er fuchtelte mit den Armen umher, um nicht unterzugehen.او با دستهایش تکان میداد تا غرق نشود.