fuckeln

Aussprache: /ˈfʊkl̩n/
Wortzerlegung: fu·ckeln
فعل

سرهم‌بندی کردن، با زحمت و غیرحرفه‌ای کاری را انجام دادن؛ (قدیمی) تقلب کردن، دزدیدن

Bedeutungen

1 (intransitiv)

کاری را با بی‌دقتی، ناشیانه یا با ور رفتن زیاد انجام دادن.

  • Hör auf, an dem Kabel herumzufuckeln, sonst geht es kaputt!دست از ور رفتن با کابل بردار، وگرنه خراب می‌شود!
  • Er hat den ganzen Nachmittag an seinem Fahrrad gefuckelt, aber es fährt immer noch nicht.او تمام بعدازظهر با دوچرخه‌اش ور رفت، اما هنوز هم راه نمی‌رود.