fuckeln
سرهمبندی کردن، با زحمت و غیرحرفهای کاری را انجام دادن؛ (قدیمی) تقلب کردن، دزدیدن
Bedeutungen
1
(intransitiv)
کاری را با بیدقتی، ناشیانه یا با ور رفتن زیاد انجام دادن.
- Hör auf, an dem Kabel herumzufuckeln, sonst geht es kaputt!دست از ور رفتن با کابل بردار، وگرنه خراب میشود!
- Er hat den ganzen Nachmittag an seinem Fahrrad gefuckelt, aber es fährt immer noch nicht.او تمام بعدازظهر با دوچرخهاش ور رفت، اما هنوز هم راه نمیرود.