فعل
تقلب کردن، سرهمبندی کردن، شلخته کار کردن
معانی و تعاریف fuddeln:
- تقلب کردن، دستکاری کردن چیزی به صورت غیرمجاز یا ناشیانه.
جملات نمونه برای fuddeln:
Hier wird nicht ''gefuddelt'', das machen wir ordentlich!
اینجا تقلب نمیشود، ما این کار را درست انجام میدهیم!
Du ''fuddelst'' dir immer etwas zusammen, wenn es um Handwerken geht!
تو همیشه وقتی پای کارهای دستی در میان است، چیزی را سرهمبندی میکنی!
Wer in der Klausur ''fuddelt'', bekommt eine 6!
هر کس در امتحان تقلب کند، نمره ۶ میگیرد!