herausfahren
بیرون بردن (با وسیله نقلیه)، خارج کردن، بیرون آمدن
Bedeutungen
1
aus + Dativ (مکان یا موقعیت)
با وسیله نقلیه از جایی خارج شدن یا به بیرون رانده شدن.
- Das Auto fuhr langsam aus der Garage heraus.ماشین به آرامی از گاراژ بیرون آمد.
- Er ist mit seinem Motorrad aus dem Wald herausgefahren.او با موتورسیکلتش از جنگل بیرون آمد.
2
Akkusativ (چیزی که بیرون برده میشود)
چیزی را با رانندگی به بیرون منتقل کردن یا خارج کردن.
- Sie hat die Einkäufe mit dem Auto aus dem Supermarkt herausgefahren.او خریدها را با ماشین از سوپرمارکت بیرون آورد.
- Der LKW fuhr die Baumaterialien vom Hof heraus.کامیون مصالح ساختمانی را از حیاط بیرون برد.
3
aus + Dativ (وضعیت نامطلوب)
از یک وضعیت یا حالت نامطلوب خارج شدن، به ویژه با تلاش یا کمک.
- Es ist schwer, aus einer tiefen Krise herauszufahren.خارج شدن از یک بحران عمیق دشوار است.
- Mit viel Unterstützung konnte er aus dieser schwierigen Situation herausfahren.با حمایت زیاد، او توانست از این وضعیت دشوار خارج شود.