herumfummeln

Aussprache: /hɛˈʁʊmˌfʊml̩n/
Worttrennung: her·um·fum·meln
فعل

با انگشت ور رفتن, دستکاری کردن, لمس کردن (نامناسب)

Bedeutungen

1 an + Dativ (an jemandem / etwas herumfummeln)

با دست‌ها به چیزی دست زدن یا آن را دستکاری کردن، اغلب بدون هدف مشخص، به صورت ناشیانه یا برای تعمیر.

  • Er fummelte lange an dem alten Radio herum.او مدت طولانی رادیوی قدیمی را دستکاری می‌کرد.
  • Hör auf, an den Einstellungen herumzufummeln!دست از سر تنظیمات برداشتن بردار!
2 an + Dativ (an jemandem / etwas herumfummeln)

(عامیانه) به صورت نامناسب و با نیت جنسی به کسی دست زدن یا او را لمس کردن.

  • Er hat an ihr im Bus herumgefummelt.او در اتوبوس به او دست درازی کرد.
  • Das ist sexuelle Belästigung, wenn jemand an dir herumfummelt.اگر کسی به شما دست درازی کند، این آزار جنسی است.