fungieren

Aussprache: /fʊŋˈɡiːrən/
Wortzerlegung: fun·gie·ren
فعل

عمل کردن، ایفای نقش کردن، فعالیت کردن

Beispiele

  • Er ''fungierte'' im alten China als Berater des Kaisers.او در چین باستان به عنوان مشاور امپراتور فعالیت می‌کرد.
  • Köche ''fungieren'' heute als kulturelle Botschafter, die Selbstbewusstsein demonstrieren.آشپزها امروزه به عنوان سفرای فرهنگی عمل می‌کنند که خودباوری را به نمایش می‌گذارند.

Bedeutungen

1 als + Nominativ

عمل کردن، وظیفه انجام دادن، کار کردن (به عنوان)

  • Er fungiert als Berater für das Projekt.او به عنوان مشاور برای پروژه عمل می‌کند.
  • Das alte Gebäude fungiert jetzt als Museum.ساختمان قدیمی اکنون به عنوان موزه عمل می‌کند.
2 (intransitiv)

(رسمی) ایفای نقش کردن، انجام وظیفه کردن

  • Der Präsident fungiert als Oberbefehlshaber der Streitkräfte.رئیس‌جمهور به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح انجام وظیفه می‌کند.
  • In dieser Situation muss er schnell fungieren.در این وضعیت او باید سریع عمل کند.