funkelnagelneu

Aussprache: /ˈfʊŋkl̩ˌnaːɡl̩nɔʏ̯/
Worttrennung: fun·kel·na·gel·neu
صفت

کاملاً نو، تازه از کارخانه

Bedeutungen

1

بسیار نو و دست‌نخورده، انگار که تازه از کارخانه خارج شده است؛ کاملاً جدید.

  • Er kaufte sich ein funkelnagelneues Auto.او یک ماشین کاملاً نو خرید.
  • Die Wohnung war funkelnagelneu und unbewohnt.آپارتمان کاملاً نو و خالی بود.
  • Sie trug ein funkelnagelneues Kleid zur Party.او یک پیراهن کاملاً نو برای مهمانی پوشیده بود.