فعل
پیام رادیویی فرستادن، جرقه زدن
معانی و تعاریف funken:
- (پیام) از طریق رادیو ارسال یا دریافت کردن
- (فنی) جرقه تولید کردن؛ تخلیه الکتریکی ایجاد کردن
- (عامیانه) خوب کار کردن، خوب پیش رفتن (اغلب در مورد ایجاد علاقه بین دو نفر)
جملات نمونه برای funken:
Der Funker ''funkte'' den Notruf.
اپراتور رادیو پیام اضطراری را ''فرستاد''.
Als vor zwei Jahren ein mit 72 Menschen überladenes Boot nach Hilfe ''funkte,'' kamen nicht nur Fischerboote, sondern selbst die italienische Küstenwache und sogar ein NATO-Helikopter vorbei.
هنگامی که دو سال پیش یک قایق با ۷۲ سرنشین بیش از حد ظرفیت، درخواست کمک ''فرستاد''، نه تنها قایقهای ماهیگیری، بلکه حتی گارد ساحلی ایتالیا و حتی یک هلیکوپتر ناتو نیز آمدند.
Der Pilot funkte die Notlandung an den Tower.
خلبان فرود اضطراری را به برج مراقبت مخابره کرد.