funkentstören
رفع تداخل رادیویی، ضد پارازیت کردن
Beispiele
- Dieses Fahrzeug muss noch ''funkentstört werden.این خودرو هنوز باید ضد پارازیت شود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
تداخلات رادیویی یا الکترومغناطیسی را در یک دستگاه یا سیستم کاهش دادن یا از بین بردن.
- Man muss das Gerät funkentstören, um einen klaren Empfang zu gewährleisten.باید دستگاه را پارازیتزدایی کرد تا از دریافت واضح اطمینان حاصل شود.
- Diese Filter dienen dazu, die Stromversorgung zu funkentstören.این فیلترها برای پارازیتزدایی منبع تغذیه به کار میروند.