funkentstören

Aussprache: /fʊnkʔɛntˈʃtøːrən/
Worttrennung: funk·ent·stö·ren
فعل

رفع تداخل رادیویی, ضد پارازیت کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas funkentstören)

تداخلات رادیویی یا الکترومغناطیسی را در یک دستگاه یا سیستم کاهش دادن یا از بین بردن.

  • Man muss das Gerät, um Störungen zu vermeiden, funkentstören.برای جلوگیری از اختلالات، باید دستگاه را ضد پارازیت کرد.
  • Diese neuen Filter helfen, das Signal zu funkentstören.این فیلترهای جدید به رفع تداخل رادیویی سیگنال کمک می‌کنند.