funktionsfähig

Aussprache: /fʊŋkˈt͡si̯oːnsˌfɛːɪç/
Worttrennung: funk·ti·ons·fä·hig
صفت

قابل استفاده، کارا، عملیاتی، دارای قابلیت عملکرد

Bedeutungen

1

قادر به انجام وظیفه یا عملکرد مورد نظر؛ سالم و آماده به کار.

  • Nach der Reparatur ist die Maschine wieder voll funktionsfähig.پس از تعمیر، دستگاه دوباره کاملاً قابل استفاده است.
  • Wir müssen sicherstellen, dass alle Systeme funktionsfähig sind.ما باید اطمینان حاصل کنیم که همه سیستم‌ها عملیاتی هستند.
  • Obwohl alt, ist das Gerät immer noch funktionsfähig.اگرچه قدیمی است، اما دستگاه هنوز کارا است.