funktionsfähig
قابل استفاده، کارا، عملیاتی، دارای قابلیت عملکرد
Bedeutungen
1
قادر به انجام وظیفه یا عملکرد مورد نظر؛ سالم و آماده به کار.
- Nach der Reparatur ist die Maschine wieder voll funktionsfähig.پس از تعمیر، دستگاه دوباره کاملاً قابل استفاده است.
- Wir müssen sicherstellen, dass alle Systeme funktionsfähig sind.ما باید اطمینان حاصل کنیم که همه سیستمها عملیاتی هستند.
- Obwohl alt, ist das Gerät immer noch funktionsfähig.اگرچه قدیمی است، اما دستگاه هنوز کارا است.