furztrocken
بسیار خشک، کاملاً خشک (عامیانه)
Bedeutungen
1
به شدت خشک، بدون هیچ رطوبتی؛ یک اصطلاح عامیانه برای تأکید بر خشکی زیاد.
- Nach der langen Dürre war der Boden furztrocken.پس از خشکسالی طولانی، زمین کاملاً خشک بود.
- Die Wüste ist bekannt für ihr furztrockenes Klima.این بیابان به خاطر آب و هوای بسیار خشکش مشهور است.
- Er trank ein Glas Wasser, weil er furztrocken war.او یک لیوان آب نوشید چون به شدت تشنه بود (دهانش خشک بود).