futieren
اجتناب کردن، سر باز زدن، بیاعتنایی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
تغذیه کردن حیوانات، به ویژه در زمینه دامپروری یا نگهداری از حیوانات، با دادن غذا.
- Die Bauern futierten ihre Rinder zweimal täglich mit hochwertigem Futter.کشاورزان دو بار در روز گاوهای خود را با خوراک با کیفیت تغذیه می کردند.
- Der Tierpfleger futierte die exotischen Vögel mit einer speziellen Mischung aus Samen und Früchten.حیوان بان به پرندگان عجیب و غریب با مخلوطی مخصوص از دانه ها و میوه ها غذا داد.
2
Akkusativ
به صورت کنایه، تغذیه کردن یا خوراک دادن به چیزی یا کسی، اغلب با اشاره به تأمین منابع یا اطلاعات، گاهی با بار معنایی منفی (مثلاً تغذیه کردن یک عادت بد).
- Die ständige Berichterstattung über Skandale futiert die Sensationslust der Öffentlichkeit.گزارش مداوم در مورد رسوایی ها، عطش سیری ناپذیر مردم برای خبرهای جنجالی را تغذیه می کند.
- Er futierte seine eigenen Ängste, indem er sich ständig mit negativen Szenarien beschäftigte.او با مشغول کردن مداوم خود با سناریوهای منفی، ترس های خود را تغذیه می کرد.