anfuttern
چاق شدن (با غذا خوردن زیاد)، شکم درآوردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
(حیوانی را) با غذا دادن زیاد، پروار کردن یا چاق کردن
- Die Bauern futtern die Schweine vor dem Verkauf an.کشاورزان خوکها را قبل از فروش پروار میکنند.
- Man muss die Gänse gut anfüttern, damit sie viel Fleisch bekommen.باید غازها را خوب پروار کرد تا گوشت زیادی داشته باشند.
2
sich (Akkusativ)
(عامیانه، استعاری) خود را با زیاد خوردن چاق کردن، وزن اضافه کردن
- Er hat sich im Urlaub ordentlich angefuttert.او در تعطیلات حسابی چاق شده است (با زیاد خوردن).
- Nach den Feiertagen muss ich aufpassen, dass ich mich nicht anfuttere.بعد از تعطیلات باید مراقب باشم که چاق نشوم.