geben
دادن، تحویل دادن، وجود داشتن، برگزار کردن
Bedeutungen
1
Dativ + Akkusativ
چیزی را به کسی تحویل دادن یا سپردن
- Ich gebe dir das Buch.من کتاب را به تو میدهم.
- Kannst du mir bitte das Salz geben?میتوانی لطفاً نمک را به من بدهی؟
2
Es gibt + Akkusativ
وجود داشتن، بودن (ساختار es gibt)
- Es gibt viele Menschen hier.اینجا افراد زیادی هستند.
- Gab es irgendwelche Probleme?آیا مشکلی وجود داشت؟
3
Akkusativ
برگزار کردن، برپا داشتن (مهمانی، کنسرت، نمایش)
- Sie gibt am Wochenende eine Party.او آخر هفته یک مهمانی برگزار میکند.
- Der Pianist gab ein hervorragendes Konzert.پیانیست یک کنسرت فوقالعاده اجرا کرد.
4
Akkusativ
محصول یا نتیجه دادن، تولید کردن (نخ، شیر، برآمد)
- Die Kuh gibt täglich viel Milch.این گاو روزانه شیر زیادی میدهد.
- Die Arbeit gibt keinen Ertrag.این کار هیچ حاصلی نمیدهد.
5
Dativ + Akkusativ
انجام دادن عملی همراه اسم (دست دادن، خبر دادن و...)
- Gib mir Bescheid, wenn du fertig bist.وقتی کارت تمام شد به من خبر بده.
- Er gab ihr zum Abschied die Hand.او برای خداحافظی با او دست داد.
6
intransitiv / Akkusativ
پخش کردن کارت در بازیهای ورقی
- Wer ist mit Geben dran?نوبت کیست که کارت بدهد؟
- Er gab die Karten für die neue Runde.او کارتها را برای دور جدید پخش کرد.