geben

Aussprache: /ˈɡeːbn̩/
Worttrennung: ge·ben
فعل

دادن، تحویل دادن، وجود داشتن، برگزار کردن

Bedeutungen

1 Dativ + Akkusativ

چیزی را به کسی تحویل دادن یا سپردن

  • Ich gebe dir das Buch.من کتاب را به تو می‌دهم.
  • Kannst du mir bitte das Salz geben?می‌توانی لطفاً نمک را به من بدهی؟
2 Es gibt + Akkusativ

وجود داشتن، بودن (ساختار es gibt)

  • Es gibt viele Menschen hier.اینجا افراد زیادی هستند.
  • Gab es irgendwelche Probleme?آیا مشکلی وجود داشت؟
3 Akkusativ

برگزار کردن، برپا داشتن (مهمانی، کنسرت، نمایش)

  • Sie gibt am Wochenende eine Party.او آخر هفته یک مهمانی برگزار می‌کند.
  • Der Pianist gab ein hervorragendes Konzert.پیانیست یک کنسرت فوق‌العاده اجرا کرد.
4 Akkusativ

محصول یا نتیجه دادن، تولید کردن (نخ، شیر، برآمد)

  • Die Kuh gibt täglich viel Milch.این گاو روزانه شیر زیادی می‌دهد.
  • Die Arbeit gibt keinen Ertrag.این کار هیچ حاصلی نمی‌دهد.
5 Dativ + Akkusativ

انجام دادن عملی همراه اسم (دست دادن، خبر دادن و...)

  • Gib mir Bescheid, wenn du fertig bist.وقتی کارت تمام شد به من خبر بده.
  • Er gab ihr zum Abschied die Hand.او برای خداحافظی با او دست داد.
6 intransitiv / Akkusativ

پخش کردن کارت در بازی‌های ورقی

  • Wer ist mit Geben dran?نوبت کیست که کارت بدهد؟
  • Er gab die Karten für die neue Runde.او کارت‌ها را برای دور جدید پخش کرد.