stattgeben
موافقت کردن، پذیرفتن، اجابت کردن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem / einer Sache)
پذیرفتن و موافقت کردن با درخواست، اعتراض، شکایت یا حکم (به ویژه در امور حقوقی)
- Das Gericht gab der Berufung des Angeklagten statt.دادگاه با تجدیدنظرخواهی متهم موافقت کرد.
- Der Chef gab seinem Mitarbeiter für das Projekt statt.رئیس با درخواست کارمندش برای پروژه موافقت کرد.