abgeben

Aussprache: /ˈapˌɡeːbn̩/
Worttrennung: ab·ge·ben
فعل

تحویل دادن، ساطع کردن، واگذار کردن، سر و کله زدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas) + an + Akkusativ / Dativ

چیزی را به کسی تحویل دادن، ارائه دادن، تسلیم کردن یا واگذار کردن.

  • Sie muss ihre Hausaufgaben bis morgen abgeben.او باید تکلیف‌هایش را تا فردا تحویل دهد.
  • Der Fahrer gab die Schlüssel an den Portier ab.راننده کلیدها را به دربان تحویل داد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas abgeben)

چیزی را از خود ساطع کردن، منتشر کردن (مانند بو، گرما، نور، صدا).

  • Die Kerze gibt ein warmes Licht ab.شمع نور گرمی ساطع می‌کند.
  • Der Motor gab seltsame Geräusche ab.موتور صداهای عجیبی منتشر می‌کرد.
3 Akkusativ (jemanden / etwas abgeben)

سهمی را واگذار کردن، دادن بخشی از چیزی (مانند پول، رأی، قدرت) به دیگران.

  • Jeder Bürger gibt seine Stimme bei der Wahl ab.هر شهروند در انتخابات رأی خود را می‌دهد.
  • Die Organisation gibt einen Teil ihrer Einnahmen an Bedürftige ab.این سازمان بخشی از درآمد خود را به نیازمندان واگذار می‌کند.
4 sich (Akkusativ) + mit + Dativ

با کسی یا چیزی سر و کله زدن، خود را مشغول چیزی کردن (معمولاً به معنای منفی یا اتلاف وقت).

  • Er gab sich mit unwichtigen Dingen ab, anstatt zu lernen.او به جای درس خواندن، خودش را با چیزهای بی‌اهمیت مشغول کرد.
  • Warum gibst du dich mit solchen Leuten ab?چرا خودت را با چنین افرادی درگیر می‌کنی؟