freigeben

Aussprache: /ˈfraɪ̯ˌɡeːbn̩/
Worttrennung: frei·ge·ben
فعل

آزاد کردن، منتشر کردن، باز کردن، مرخصی دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas freigeben)

آزاد کردن یا منتشر کردن چیزی برای استفاده عمومی، مانند اسناد، اطلاعات یا نرم‌افزار.

  • Die Regierung hat die neuen Richtlinien freigegeben.دولت دستورالعمل‌های جدید را منتشر کرد.
  • Nach der Prüfung wurde das Ergebnis endlich freigegeben.پس از آزمون، نتیجه سرانجام منتشر شد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas freigeben)

باز کردن یک مسیر یا جاده، اجازه عبور دادن به وسایل نقلیه یا افراد.

  • Die Polizei gab die gesperrte Straße wieder frei.پلیس جاده مسدود شده را دوباره باز کرد.
  • Der Streik ist beendet, die Fabrik gibt die Produktion frei.اعتصاب پایان یافته است، کارخانه تولید را آزاد می‌کند.
3 Akkusativ (jemanden / etwas freigeben)

آزاد کردن یک اسیر، زندانی یا گروگان.

  • Die Geiseln wurden nach Zahlung des Lösegeldes freigegeben.گروگان‌ها پس از پرداخت باج آزاد شدند.
  • Der Verdächtige wurde mangels Beweisen freigegeben.مظنون به دلیل فقدان شواهد آزاد شد.
4 Akkusativ (jemanden / etwas freigeben)

مرخصی دادن یا تعطیل اعلام کردن یک روز کاری، مدرسه یا رویداد.

  • Wegen des Schneefalls gab es heute schulfrei.به دلیل بارش برف، امروز مدرسه تعطیل بود.
  • Der Chef hat uns für den Nachmittag freigegeben.رئیس ما را برای بعد از ظهر مرخصی داد.