preisgeben
فاش کردن، لو دادن، تسلیم کردن، رها کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas preisgeben)
اطلاعات، راز یا چیزی محرمانه را فاش کردن و لو دادن.
- Der Spion durfte keine Informationen preisgeben.جاسوس نباید هیچ اطلاعاتی را فاش میکرد.
- Sie gab ihre Pläne nicht preis.او برنامههایش را فاش نکرد.
2
Akkusativ + Dativ
کسی یا چیزی را رها کردن، تسلیم ساختن یا به دست سرنوشت سپردن.
- Die Stadt musste sich dem Feind ergeben und wurde preisgegeben.شهر مجبور شد خود را تسلیم دشمن کند و رها شد.
- Er gab seine Hoffnungen auf und gab sich dem Schicksal preis.او امیدهایش را رها کرد و خود را به سرنوشت سپرد.