abgeben
تحویل دادن، ساطع کردن، واگذار کردن، سر و کله زدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas) + an + Akkusativ / Dativ
چیزی را به کسی تحویل دادن، ارائه دادن، تسلیم کردن یا واگذار کردن.
- Sie muss ihre Hausaufgaben bis morgen abgeben.او باید تکلیفهایش را تا فردا تحویل دهد.
- Der Fahrer gab die Schlüssel an den Portier ab.راننده کلیدها را به دربان تحویل داد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas abgeben)
چیزی را از خود ساطع کردن، منتشر کردن (مانند بو، گرما، نور، صدا).
- Die Kerze gibt ein warmes Licht ab.شمع نور گرمی ساطع میکند.
- Der Motor gab seltsame Geräusche ab.موتور صداهای عجیبی منتشر میکرد.
3
Akkusativ (jemanden / etwas abgeben)
سهمی را واگذار کردن، دادن بخشی از چیزی (مانند پول، رأی، قدرت) به دیگران.
- Jeder Bürger gibt seine Stimme bei der Wahl ab.هر شهروند در انتخابات رأی خود را میدهد.
- Die Organisation gibt einen Teil ihrer Einnahmen an Bedürftige ab.این سازمان بخشی از درآمد خود را به نیازمندان واگذار میکند.
4
sich (Akkusativ) + mit + Dativ
با کسی یا چیزی سر و کله زدن، خود را مشغول چیزی کردن (معمولاً به معنای منفی یا اتلاف وقت).
- Er gab sich mit unwichtigen Dingen ab, anstatt zu lernen.او به جای درس خواندن، خودش را با چیزهای بیاهمیت مشغول کرد.
- Warum gibst du dich mit solchen Leuten ab?چرا خودت را با چنین افرادی درگیر میکنی؟