aufgeben

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌɡeːbn̩/
Worttrennung: auf·ge·ben
فعل

تسلیم شدن، رها کردن، پست کردن، تکلیف دادن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

تسلیم شدن، دست کشیدن از تلاش، مبارزه یا مقاومت

  • Trotz aller Schwierigkeiten gab er nicht auf.با وجود تمام مشکلات، او تسلیم نشد.
  • Die Armee musste nach langer Belagerung aufgeben.ارتش مجبور شد پس از محاصره طولانی تسلیم شود.
2 Akkusativ (jemanden / etwas aufgeben)

چیزی را رها کردن، ترک کردن یا کنار گذاشتن (مانند عادت، شغل، رویا، امید)

  • Er hat seine Karriere als Musiker aufgegeben.او حرفه خود را به عنوان موسیقی‌دان رها کرد.
  • Man sollte seine Träume nie aufgeben.آدم نباید هرگز رویاهایش را کنار بگذارد.
3 Akkusativ (jemanden / etwas aufgeben)

پست کردن، تحویل دادن یا سفارش دادن چیزی (مانند نامه، بسته، آگهی)

  • Ich muss dieses Paket noch aufgeben.من هنوز باید این بسته را پست کنم.
  • Sie gab eine Anzeige in der Zeitung auf.او یک آگهی در روزنامه سفارش داد.
4 Dativ + Akkusativ

تکلیف دادن، موظف ساختن یا سپردن کاری به کسی

  • Der Lehrer gab den Schülern eine schwierige Aufgabe auf.معلم تکلیف دشواری به دانش‌آموزان داد.
  • Er gab mir die Verantwortung für das Projekt auf.او مسئولیت پروژه را به من سپرد.