mitgeben
همراه دادن، سپردن، پند دادن
Bedeutungen
1
Dativ + Akkusativ
همراه دادن، با خود دادن (چیزی به کسی برای استفاده در راه یا مکان دیگر)
- Kannst du mir bitte ein paar Kekse für die Reise mitgeben?میتوانی لطفاً چند کلوچه برای سفر همراه من بگذاری؟
- Die Mutter gab ihrem Kind ein Pausenbrot mit.مادر به فرزندش یک لقمه برای زنگ تفریح داد تا با خود ببرد.
2
Dativ + Akkusativ
نصیحت یا توصیهای برای زندگی یا راه به کسی آموختن یا گوشزد کردن
- Sein Vater gab ihm den Rat mit auf den Weg, immer ehrlich zu sein.پدرش این توصیه را برای راه زندگی به او گوشزد کرد که همیشه صادق باشد.
- Sie gab ihren Kindern gute Werte mit auf den Weg.او ارزشهای خوب را به عنوان پند و اندرز به فرزندانش آموخت.