gällen

Aussprache: /ˈɡɛlən/
Worttrennung: gäl·len
فعل

تلخ شدن، ترش شدن، تند شدن (مزاج)

Beispiele

  • Diesen Becher Wein, den hat mir Euer Wort ''gegällt'' und vergiftet!این جام شراب را کلام شما برای من "تلخ" و مسموم کرد!

Bedeutungen

1 kein Akkusativ

تولید بوی بسیار تند، زننده و ناخوشایند، شبیه به بوی گوگرد یا مواد شیمیایی فاسد شده.

  • Aus der alten Mine gällte ein stechender Geruch nach Schwefel und Verwesung.از معدن قدیمی بوی تند گوگرد و پوسیدگی به مشام می‌رسید.
  • Das abgestandene Wasser im Teich begann zu gällen und zog Insekten an.آب مانده در برکه شروع به بوی تند دادن کرد و حشرات را جذب نمود.
2 kein Akkusativ

در پزشکی، اشاره به وجود یا تولید چرک در یک زخم یا عفونت، همراه با بوی نامطبوع.

  • Die Wunde gällte und zeigte Anzeichen einer tiefen Infektion.زخم بوی چرکی می‌داد و علائم عفونت عمیق را نشان می‌داد.
  • Der Arzt diagnostizierte eine eitrige Entzündung, die stark gällte.پزشک یک التهاب چرکی را تشخیص داد که به شدت بوی نامطبوعی می‌داد.