gängeln

Aussprache: /ˈɡɛŋl̩n/
Worttrennung: gän·geln
فعل

آمرانه رفتار کردن، زیر سلطه گرفتن، محدود کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden gängeln)

با کسی مانند کودک رفتار کردن، آزادی یا استقلال او را محدود کردن و کنترل کردن.

  • Er versuchte, seine Freundin ständig zu gängeln und ihr alles vorzuschreiben.او سعی می‌کرد دائماً دوست دخترش را کنترل کند و همه چیز را به او دیکته کند.
  • Die neue Chefin gängelt ihre Mitarbeiter mit strengen Regeln.رئیس جدید با قوانین سختگیرانه، کارکنانش را محدود می‌کند.