gängeln
آمرانه رفتار کردن، زیر سلطه گرفتن، محدود کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden gängeln)
با کسی مانند کودک رفتار کردن، آزادی یا استقلال او را محدود کردن و کنترل کردن.
- Er versuchte, seine Freundin ständig zu gängeln und ihr alles vorzuschreiben.او سعی میکرد دائماً دوست دخترش را کنترل کند و همه چیز را به او دیکته کند.
- Die neue Chefin gängelt ihre Mitarbeiter mit strengen Regeln.رئیس جدید با قوانین سختگیرانه، کارکنانش را محدود میکند.