gängig
رایج، متداول، معمول، پرکاربرد
Bedeutungen
1
چیزی که به طور گسترده استفاده میشود، پذیرفته شده است یا به طور معمول اتفاق میافتد.
- Diese Zahlungsmethode ist in Deutschland sehr gängig.این روش پرداخت در آلمان بسیار رایج است.
- Es ist gängig, dass man sich vor dem Essen die Hände wäscht.اینکه قبل از غذا دستها را بشوییم، امری معمول است.
- Die gängige Meinung ist, dass das Projekt erfolgreich sein wird.نظر رایج این است که پروژه موفقیتآمیز خواهد بود.