gänseeigroß

Aussprache: /ˈɡɛnzəˌʔaɪ̯ɡʁoːs/
Worttrennung: gän·se·e·igroß
صفت

به اندازه تخم غاز

Bedeutungen

1

اندازه‌ای که تقریباً برابر با اندازه یک تخم غاز است؛ معمولاً برای توصیف اندازه اشیاء گرد یا بیضی شکل به کار می‌رود.

  • Der Stein, den er fand, war ungefähr gänseeigroß.سنگی که او پیدا کرد تقریباً به اندازه تخم غاز بود.
  • Sie formte den Teig zu einer Kugel, die gänseeigroß war.او خمیر را به شکل گلی به اندازه تخم غاز درآورد.
  • Die Frucht war überraschend groß, fast gänseeigroß.این میوه به طرز شگفت‌آوری بزرگ، تقریباً به اندازه تخم غاز بود.