gärteln

Aussprache: /ˈɡɛʁtl̩n/
Worttrennung: gär·teln
فعل

باغبانی کردن (جنوب آلمان، اتریش)

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

در باغ کار کردن، باغبانی کردن (عامیانه، به ویژه در جنوب آلمان و اتریش).

  • Er verbringt seine Freizeit am liebsten mit Gärteln.او ترجیح می‌دهد اوقات فراغت خود را با باغبانی سپری کند.
  • Im Sommer gärtelt sie jeden Tag auf ihrem Balkon.او در تابستان هر روز در بالکن خانه‌اش باغبانی می‌کند.