gärteln
باغبانی کردن (جنوب آلمان، اتریش)
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
در باغ کار کردن، باغبانی کردن (عامیانه، به ویژه در جنوب آلمان و اتریش).
- Er verbringt seine Freizeit am liebsten mit Gärteln.او ترجیح میدهد اوقات فراغت خود را با باغبانی سپری کند.
- Im Sommer gärtelt sie jeden Tag auf ihrem Balkon.او در تابستان هر روز در بالکن خانهاش باغبانی میکند.